کاش می شد وطنم را...
کاش میشد وطنم را
میان نقشه ای تا می کردم
و به کودکان می دادم
که به زیر سر بگذارند
و برای آن خواب ببینند ....
کاش می شد
وطنم را
میان نقشه ای تا می کردم
و از چشمان مرزبانان
ماموران فرودگاه
و ایست بازرسی ها
رد می کردم
و مردمانش را
به رهایی سوق می دادم ....
کاش می شد
وطنم را
میان نقشهای با خودم جا به جا میکردم
و هرجا که مناسب می دیدم
همچون قالیچه ای پهن می کردم
و زندگی می کردم....
کاش می شد
وطنم را
میان نقشهای هر جا که دوست داشتم
با خودم می بردم
مثلا می بردم به تماشای نیاگارا
یا ونیز
و یا جزایر قناری
و دوباره او را
شادمان به خانه باز می گرداندم...
کاش می شد
وطنم را
میان نقشه ای تا می کردم
و هرشب زیر سر می گذاشتم
که آسوده بخوابم
که توی روز روشن نشنوم
چقدر از آن را
غارت کرده اند
کاش می شد ...
احمد دریس
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 20:18 توسط مریم
|