بار دگر اگر به درختی نظر کنم...
بار دگر اگر به درختی نظر کنم
یا از میان بیشه و باغی گذر کنم
چشمم به قد و قامت دار و درخت نیست
چشمم به روی نقش و نگار بهار نیست
چشمم به برگ نیست
چشمم به غنچه و گل و سبزینه خار نیست
چشمم به دستهای پر شاخسار نیست
این بار چشم من به سوی آشیانههاست
آنجا که میتپد دل نوزاد زندگی
وندر هجوم سختترین تندبادهاست
آماجگاه تیر تگرگ و سنان برق
پروازگاه خوشدلی و خانه بلاست
چشمم به لانههاست
ای جوجگان از دل توفان برآمده
چشمم پی شماست
سیاوش کسرایی
