نهنگ موج عشقم ، در گل ساحل نمي‌گنجم
شنا بايد در اقيانوسم ، اندر گل نمي‌گنجم
زباني آسماني دارم ، اما كس نمي‌فهمد
حديث قدسم ، اندر گوش هر غافل نمي‌گنجم
اگر فهم سخن يا درك من ننمود نادانی
عجب نبود ، كه در انديشه ی سائل نمي‌گنجم
بيابان‌گرد و صحراورز و دور از مردمم ، آری
ميان شهر ، در غوغای بی ‌حاصل نمي‌گنجم
نگارم گفت : بيرون كردم از دل مهر يغما را
بگو من مرغ كيوان رفعتم ، در دل نمي‌گنجم

يغمای خشتمال نيشابوری