آسمانا زمین نوازی کن ...
شعری از دكتر عبدالکریم سروش بمناسبت سالگرد رحلت پيامبر(ص)
خاکبوسم که شهریار منی
سبزپوشم که نوبهار منی
روزگارم بلند و مقبل باد
تا تو اقبال و روزگار منی
ای به معراج رفته در دل شب
خود تو معراج آشکار منی
چشمه ها شرمسار چشم منند
تا تو در چشم شرمسار منی
سجده بر شام تار خواهم کرد
که تو مهمان شام تار منی
روز را گو برو که بی تو شب است
لیل را گو بیا نهار منی
لاله ها جرعه نوش جام تواند
لاله بگذار لاله زار منی
قدسیان را ز گِل نصیبی نیست
تو گِل آسمانْ تبار منی
همه شب من در انتظار توام
هیچ شب تو در انتظار منی؟
کی ز جور حرامیان ترسم
تا تو ای عدل در جوار منی
بیم خسران و خسروانم نیست
تا تو خضری نگاهدار منی
بوسه بر چشم بخت چون نزنم؟
کامشب ای بخت در کنار منی
بر تو ای گُل چرا حسد نبرم؟
که ز گلزار گلعذار منی
شب و سرمای سخت و بی برگیست
موسی و طور و نور و نار منی
از تو می سوزم ای بهشتی خوی
که بهشتی ترین شرار منی
ای برون رفته از حصار گمان
با یقین گو که در حصار منی
ای محمد تو را ثنا گویم
که ثناخوان کردگار منی
آسمانا زمین نوازی کن
آفتابا تو سایه سار منی
عبدالکریم سروش