افق، ستاره، پرستو، درخت،  زیبایی
قفس، پرنده، ترنّم، بهار، شیدایی

سحر، شکوفه، نیایش، سلام، سّجاده
عبور، پنجره، دریا، سکوت، یکتایی

اتاق، آینه، باران، صدای پای سکوت
دو چشم خیره در آیینه، روح، تنهایی

صدای رود که در گوش سنگ می پیچد:
چقدر آینه بودن خوش است، می آیی؟

همین دقیقه که هنگام خیزش روح است
همان نگاه که دارد به دوش دانایی

قربان ولیئی