بهار آمد بهار آمد ، سلام آورد مستان را
بهار آمد بهار آمد ، سلام آورد مستان را
از آن پیغامبر خوبان پیام آورد مستان را
زبان سوسن از ساقی کرامت ها ی مستان گفت
شنید آن سرو از سوسن ، قیام آورد مستان را
زاول باغ در مجلس نثار آورد آنگه نقل
چو دید از لاله کوهی که جام آورد مستان را
سقاهم ربهم خوردند و نام و ننگ گم کردند
چو آمد نامه ساقی چه نام آورد مستان را
درآ در گلشن باقی ، برآ بر بام ، کان ساقی
ز پنهان خانه غیبی پیام آورد مستان را
چو خوبان حُله پوشیدند درآ در باغ و پس بنگر
که ساقی هرچه درباید تمام آورد مستان را
که جانهارا بهار آورد و ما را روی یار آورد
ببین کز جمله دولتها کدام آورد مستان را !
زشمس الدین تبریزی به ناگه سافی ِ دولت
به جام خاص سلطانی مدام آورد مستان را
مولانا
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۶ ساعت 13:24 توسط مریم
|